مهدیفا

من آدم خوبی نیستم ولی میخوام خوب باشم ، هرچی که یاد بگیرم برای تو در وبلاگ می‌نویسم تا با همدیگر خوب باشیم

۴ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شعر» ثبت شده است

لبیک یا حسین

آهنگ زیبایی که انتهای مستند برادران شنیدم ، و بعد از جستجو پیداش کردم . آهنگ لبیک یا حسین از حاج صادق آهنگران ... 


دانلود ویدیو - دانلود صوت 


«لبیک یا حسین»؛ جدیدترین اثر «باشگاه ترانه و موسیقی راه» به مناسبت اربعین حسینی منتشر شد.

این اثر با صدای حاج صادق آهنگران و با شعری از محمدمهدی سیار و احمد الحجیری تولید شده است. 

ملودی «لبیک یا حسین» ساخته مهدی زنگنه و تنظیم آن بر عهده کامران میرزایی می‌باشد. ضبط این اثر در استودیو آفاق صورت گرفته است.

متن شعر:

عشق است کربلای تو لبیک یا حسین
جان و تنم فدای تو لبیک یا حسین

 

گفتی به خلق: «کیست که یاری کند مرا»
قربان آن ندای تو لبیک یا حسین

 

جمعند عاشقان ز همه رنگ و هر زبان
در راه کربلای تو لبیک یا حسین

 

با شور و اشک و زمزمه یک عمر گفته‌ام
در خیمه عزای تو: لبیک یا حسین

 

هرگز اسیر ذلت و سازش نمی‌شود 
هرکس شد آشنای تو؛ لبیک یا حسین

 

کی می‌شود که آیم و از جان صلا دهم
در صحن با صفای تو لبیک یا حسین

 

در بیعت ولی زمانه‌ست دست ما
در دست او لوای تو لبیک یا حسین

 

این انقلاب جلوه لبیک ما به توست
در جان ما ولای تو لبیک یا حسین

 

احرام بسته، تلبیه گویان، کفن به تن
آیم سوی منای تو لبیک یا حسین

 

گویم میان صحن تو و صحن ساقی‌ات
از مروه تا صفای تو لبیک یا حسین

 

جان می‌دهم به عشق تو یا ایها الشهید
سر می‌نهم به پای تو لبیک یا حسین

 

جان دادنم به پای تو احلی من العسل
شیرین بود لقای تو لبیک یا حسین

 

بخش عربی 
نَبضُ دَمِ الفُؤَادِ لبیک یاحسین 
صَوتُ الهَوى یُنادی لبیک یا حسین

 

الزَحْفُ قَدْ تَجَلَّى مِنْ کُلِّ مَوْطِنٍ
من سائرِ البلادِ لبیک یا حسین

 

جِئناکَ لا نُبَالی إِرهابَ دَاعِشٍ 
فی وَحْدَةِ الأیادی لبیک یا حسین

  • ۰ می‌پسندم
  • ۰ نظر
    • جمعه ۱۷ فروردين ۹۷

    بمناسبت درگذشت استاد موذن زاده اردبیلی


    پس از عمری فغان و روضه خوانی
    مؤذن زاده هم شد آسمانی

    مؤذن زاده سلطان نوا بود
    صدایش وقف شاه کربلا بود

    مَبر از خاطرت تاب و تبش را
    نوای نابِ زینب زینبش را

    مؤذن زاده را احساس گفتند
    غلام حضرت عباس گفتند

    مؤذن زاده داوودی دگر بود
    ز اسرار "فنادا" با خبر بود

    نه تنها عمری از عشق علی خواند
    خدا داند که در خط علی ماند

    نه تنها او عزیز آذری هاست
    مؤذن نور چشم حیدری هاست

    نگو تنها و تنها او صدا داشت
    بگو تبلیغ درسِ کربلا داشت

    بخوانی گر حدیث خوبی اش را
    بدانی علتِ محبوبی اش را 

    که او را امتیاز اخلاص او بود 
    صداقت بر مؤذن آبرو بود

    از امشب همنشین او کلیم است
    حسین خود میزبان حاج سلیم است
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    #عکس_نوشت: اذان #سلیم_مؤذن‌زاده بر بالین #رحیم_مؤذن‌زاده | روح هردو شاد| 

  • ۱ می‌پسندم
  • ۰ نظر
    • سه شنبه ۲ آذر ۹۵

    آری برای بنده شدن وقتمان کم است

    ای دل بسوز تا شب احیا نیامده 
    تقدیر ماهنوز به دنیا نیامده 
    فرقی نکرده ایم زاحیای سال پیش 
    توبه چرا سراغ دل ما نیامده 
    گویی به گوش عده ای از ما هنوز هم 
    هل من معین غربت آقا (عج )نیامده 
    آری برای بنده شدن وقتمان کم است 
    ای دل بسوز تا شب احیا نیامده
    ..............................
    ای که دستت میرسد بر زلف یار 
    درحضورش نام ماراهم بیار

     

    http://www.afsaran.ir/payamak/1593385 

    وبلاگ افسران پیامک : http://afsaran-payamak.blog.ir/

  • ۱ می‌پسندم
  • ۱ نظر
    • چهارشنبه ۲۶ خرداد ۹۵

    آرزوی پرواز

    دریافت

    ؛

    ؛

    کبوتر بچه‌ای با شوق پرواز ؛ بجرئت کرد روزی بال و پر باز

    پرید از شاخکی بر شاخساری ؛ گذشت از بامکی بر جو کناری

    نمودش بسکه دور آن راه نزدیک ؛  شدش گیتی به پیش چشم تاریک

    ز وحشت سست شد بر جای ناگاه   ؛ز رنج خستگی درماند در راه

    گه از اندیشه بر هر سو نظر کرد   ؛گه از تشویش سر در زیر پر کرد

    نه فکرش با قضا دمساز گشتن  ؛نه‌اش نیروی زان ره بازگشتن

    نه گفتی کان حوادث را چه نامست  ؛نه راه لانه دانستی کدامست

    نه چون هر شب حدیث آب و دانی ؛نه از خواب خوشی نام و نشانی

    فتاد از پای و کرد از عجز فریاد  ؛ز شاخی مادرش آواز در داد

    کزینسان است رسم خودپسندی  ؛چنین افتند مستان از بلندی

    بدن خردی نیاید از تو کاری  ؛به پشت عقل باید بردباری

    ترا پرواز بس زودست و دشوار  ؛ز نو کاران که خواهد کار بسیار

    بیاموزندت این جرئت مه و سال  ؛همت نیرو فزایند، هم پر و بال 

    هنوزت دل ضعیف و جثه خرد است  ؛هنوز از چرخ، بیم دستبرد است

    هنوزت نیست پای برزن و بام  ؛هنوزت نوبت خواب است و آرام

    هنوزت انده بند و قفس نیست  ؛بجز بازیچه، طفلان را هوس نیست

    نگردد پخته کس با فکر خامی  ؛نپوید راه هستی را به گامی

    ترا توش هنر میباید اندوخت  ؛حدیث زندگی میباید آموخت

    بباید هر دو پا محکم نهادن  ؛از آن پس، فکر بر پای ایستادن

    پریدن بی پر تدبیر، مستی است  ؛جهان را گه بلندی، گاه پستی است

    به پستی در، دچار گیر و داریم  ؛ببالا، چنگ شاهین را شکاریم

    من اینجا چون نگهبانم و تو چون گنج  ؛ترا آسودگی باید، مرا رنج

    تو هم روزی روی زین خانه بیرون ؛ببینی سحربازیهای گردون

    از این آرامگه وقتی کنی یاد ؛که آبش برده خاک و باد بنیاد

    نه‌ای تا زاشیان امن دلتنگ  ؛نه از چوبت گزند آید، نه از سنگ

    مرا در دامها بسیار بستند  ؛ز بالم کودکان پرها شکستند

    گه از دیوار سنگ آمد گه از در  ؛گهم سرپنجه خونین شد گهی سر

    نگشت آسایشم یک لحظه دمساز ؛گهی از گربه ترسیدم، گه از باز

    هجوم فتنه‌های آسمانی  ؛مرا آموخت علم زندگانی

    نگردد شاخک بی بن برومند  ؛ز تو سعی و عمل باید، ز من پند

    پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات

    از بهترین و خاطره انگیز ترین شعرهایی که تاکنون خواندم . خاطرات خوبی ازش دارم :) 

  • ۰ می‌پسندم
  • ۰ نظر
    • سه شنبه ۶ بهمن ۹۴